خاطرات عید 92
سلام خانمم خوبی دخترم تو این پست میخوام خاطرات تعطیلات نوروز 92 رو واست بذارم.
ظهر روز اول عید یه عالمه مهمون داشتیم و شب مهمونی خونه عموعلی مامان دعوت بودیم.
روز جمعه هم رفتیم با باباجون اینا و خاله و داییا خونه باباحاجی. عصرش یه بارون قشنگی بارید و هوا کاملا بهاری شد و بوی شکوفه ها همه جارو پر کرده بود. مامان جون شب مهمون داشت مجبور شدیم زود برگردیم و شب رفتیم خونه باباجون.
اینم یه عکس قشنگ از شکار لحظه ای که شما تعادلتو از دست دادی و به پشت افتادی:


و ظهرشنبه باباحاجی اینا و عموها و عمه اومدن پیشمون.
اینم عکس مهمونی ضحی جون و فاطمه جون و ریحانه جون:





عصرشم رفتیم عیددیدنی.
اینم عکس از عیدیدنی خونه خاله مامان. شما و زهراجون کنار سفره هفت سینی که زهراخانم چیده:

اینجام خونه خاله مامانی. شما و آقا محمد:


عصر یکشنبه هم قرارشد بریم بندر مسافرت و خوش بگذرونیم.
توی پست بعدی خاطراتشو میذارم.


خاطرات عید 92
